جمال رضايى

312

بيرجندنامه ( فارسى )

مثقال نقره قيمت داشت و به هزار دينار تقسيم مىگرديد و سكّه‌هاى آن را حكومت مركزى در چهار اندازه و وزن مختلف ضرب مىزد كه در سراسر ايران رواج داشت : 1 - 1 - 5 - يك‌قرانى به وزن يك مثقال نقره ( - 24 نخود ) برابر با يكهزار دينار . 2 - 1 - 5 - دوقرانى به وزن دو مثقال نقره ( - 48 نخود ) برابر با دوهزار دينار . 3 - 1 - 5 - پنج‌قرانى به وزن پنج مثقال نقره ( - 120 نخود ) برابر با پنج‌هزار دينار . 4 - 1 - 5 - نيم‌قرانى به وزن نيم مثقال نقره ( - 12 نخود ) برابر با پانصد دينار . به نيم ريال « پناباد » ( پنابا [ د ] panaba [ d ] ) هم گفته مىشد . در آن هنگام هنوز « پول كاغذى » ( اسكناس ) در ايران رواج نداشت و پول ايران تنها « مسكوك » و قيمت سكّه در جنس و وزن فلزّ آن بود و چون يك مثقال نقره يك‌قران قيمت داشت وزن سكّهء يك‌قرانى نقره يك مثقال و دوقرانى دو مثقال و پنج‌قرانى پنج مثقال و نيم‌قرانى نيم مثقال بود . 2 - 5 - ريال : « ريال » كه در دورهء پهلوى نام واحد رسمى پول ايران شد پيش از آن هم شناخته بود ولى ارزش آن از قران بيشتر بود و هر يك ريال برابر با 4 / 1 1 قران و دو ريال معادل 2 / 1 2 قران بود . ريال در آن هنگام سكّهء خاصّى نداشت و تنها در محاسبات گاهى ملاك عمل بود . 3 - 5 - اشرفى : « اشرفى » نوعى زر و طلاى مسكوك بود كه در دوران قاجاريّه در سه اندازه و سه وزن و با سه قيمت متفاوت ضرب مىشد : 1 - 3 - 5 - « يك اشرفى » به وزن يك مثقال طلا ( - 24 نخود ) برابر با ده قران نقره . 2 - 3 - 5 - « نيم اشرفى » به وزن 2 / 1 مثقال طلا ( - 12 نخود ) برابر با پنج قران نقره . 3 - 3 - 5 - « ربع اشرفى » به وزن 4 / 1 مثقال طلا ( - 6 نخود ) برابر با دو قران و نيم ( دو ريال ) . به اين سكّه‌ها به ترتيب « يك‌تومانى » ، « پنج‌هزارى » و « دو ريالى » هم مىگفتند . 4 - 5 - تومان : واحد ديگر شمارش پول « تومان » « 1 » بود كه در گويش بيرجند « تمه [ ن ] teme [ n ] » تلفّظ مىشود . در بيرجند آن زمان دو نوع « تومان » مبناى محاسبهء پول بود :

--> ( 1 ) . « تومان » واژه‌ايست مغولى به معنى ده‌هزار ، چون يك قران را هزار دينار مىشمرده‌اند به هر ده قران كه معادل ده‌هزار دينار مىشده مىگفته‌اند يك تومان .